تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ونجنبيد ، خواجه على در مقام استغفار ايستاد خجل ، ودستار را از سر برداشت وگفت : توبه كردم ، سگ گفت : احسنت اى خواجه على مهمان خواهى و چون بيايد برانى ! تو را چشم مىبايد اگر نه به سبب شاه بودى ديدى آنچه ديدى تابدانى كه در اين راه نظر بر صورت نيست ، كه شايد از براى اعتبار نقد اخلاص تو در صورت ديگر بفرستد « 1 » . و در « نفحات » گفته كه : مىگويند كه ابوالعباس نهاوندى را گربه‌اى بوده است ، كه هرگاه جمعى از مهمانان به خانقاه او توجّه كردندى آن گربه به عدد هريك از ايشان بانگى كردى ، خادم خانقاه به هر بانگى كاسه‌اى آب در ديگ ريختى ، يك روز عدد مهمانان بر عدد بانگهاى وى يكى زياده بود ، تعجب كردند ، آن گربه به ميان آن جماعت درآمد و يك يك را بوى كرد و بر يكى از آنها بول كرد ، چون تفحص كردند آن مرد از دين بيگانه بود « 2 » . و نقل ديگر نيز كرده كه گذشت ، ومشتمل بود بر آنكه شيخ فرمود كه : گربه كه خود را فداى درويشان كرد وى را در قبر كنيد وزيارتى سازيد ، وگويند كه حالا قبر وى ظاهر است ، و مردم زيارت آن مىكنند « 3 » . قاصر گويد : فاضلى نوشته كه در زمان ما كه سنهء خمس وسبعين والف باشد قبر آن گربه ظاهر است ، و صورت گربه را بر قبرش كشيده‌اند ، و بر تقدير كرامت گربه ، معلوم مىشود كه كرامت ايشان كمتر از كرامت گربه بوده ، كه بر اينها عدد مهمان مستور و بر گربه مكشوف شد ، به علاوه اين دروغها مستلزم
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 1 / 315 ، تحفة الاخيار : 227 و 228 ( 2 ) نفحات الانس 148 ( 3 ) نفحات الانس : 148