غوث مىگويند يك شخص است كه محل نظر حق تعالى است ، واو را عبداللَّه گويند ، و بر سبيل ندرت خلافت ظاهر يابد ، مثل خلفاء اربعه و امام حسن ومعاوية بن يزيد وعمر بن عبدالعزيز ومتوكل ، واو بر قلب اسرافيل است ، ومراد از اينكه فلان بر قدم يا قلب فلان است آن است كه فيض حق بر هر دو از يك جنس است . وامامان دو شخصاند : يكى بر يمين غوث ، ونظر او به عالم ملكوت است ، واو را عبد الرب گويند ، و يكى بر يسار غوث ، ونظر او به عالم ملك است ، واو را عبدالملك خوانند ، وافضل است از عبدالرب . واوتاد چهار شخص اند در چهار ركن عالم ، يكى آنكه در مشرق است ، واو را عبدالحى گويند ، و آن يكى كه در مغرب است عبدالعليم گويند ، و آن يكى را كه در شمال است عبدالمريد گويند ، و آن يكى را كه در جنوب است عبدالقادر گويند . وابدال هفت شخصند ، و خلاف است كه : ايشان قطب وامامان يا اوتادند يا نه ؟ ووجه آن است كه چون يكى از ايشان مُرد ؛ يكى از چهل تن بدل او شود ، وتتميم چهل تن به يكى از سيصد تن است ، وتتميم سيصد تن به يكى از صلحاست ، يا آن است كه چون يكى از ايشان از مقامى مىرود مىتواند كه جسدى به صورت خود بگذارد . واطلاق ابدال بر ايشان مشروط است به آنكه عالم باشند به اين امر ، ومقرر است كه ايشان در هر روز از روزهاى ماه در كدام جهتند به اين تفصيل ، و چون كسى را حاجتى باشد بايد كه رو به جانبى كند كه ايشان در آن جانبند ، و بگويد : السلام عليكم يا رجال الغيب يا أرواح المقدسة أغيثوني بقوّةٍ ، وانظروني
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص١٢٣