حلال است تا بنا وجه به خرج نكنى قرار نگيرى « 1 » . اى مؤمنان ملاحظه كنيد كه اين گمراه چه اعتقاد به حج دارد ! وچنين مىداند كه تا زر حرام نباشد صرف حج نمىشود ! و اين كه زر به كسى دادن واو را شاد كردن بهتر است از آنكه صرف حج شود ، وحال آنكه از ائمهء عليهم السلام مروى است كه : يك درهم در حج بهتر است از صد هزار درهم كه در غير حج صرف شود « 2 » . وايضاً عطّار ابو القاسم نصر آبادى - مريد شبلى - را بعد از آنكه مدح بسيار كرده گفته : نقل است كه او چهل حج كرده بود ، روزى در مكه همى رفت ، سگى ديد گرسنه و تشنه وضعيف گشته ، وشيخ چيزى نداشت كه به وى دهد ، آواز داد كه كى مىخرد چهل حج مرا به يك تاى نان ، يكى آن چهل حج را به يك تاى نان بخريد از وى وگواه بر آن گرفت ، وشيخ آن را به سگ داد « 3 » . و روزى هيمه آورد و آتش ؛ گفتند كه : مقصود از اين چيست ؟ گفت :
مقصود از آنكه كعبه را آتش در زنم تا اين خلايق غافل به خدا مشغول شوند ، و روزى كعبه را مخاطب ساخته ، گفت كه : اگر خدا يك بار تو را بيتى گفت ؛ مرا هفتاد بار عبدى گفت « 4 » . و از معتقدات باطله ورياضات مبتدعه كفريّهء ايشان آن است كه : نفس به هرچه ميل كند خلاف آن بايد كرد ، اگرچه به نماز و روزه و غير آن از عبادات
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 1 / 111 ، تحفة الاخيار : 211 و 212
( 2 ) كافى : 4 / 260 حديث 31 ، وسائل الشيعه : 11 / 111 حديث 3
( 3 ) تذكرة الاولياء : 2 / 313 ، تحفة الاخيار : 212
( 4 ) تذكرة الاولياء : 2 / 312 و 313 ، تحفة الاخيار : 212 و 213