تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
گفت اى موسى از آن بگذشته‌ام‌من كنون در خون دل آغشته‌ام من ز سدره منتهى بگذشته‌ام‌صد هزاران سال از آن سو رفته‌ام « 1 » و بعضى از ايشان چون محيى الدّين ، و بعضى از حكماى اشراقيين متأخرينِ اماميين ، فرعونِ هالكِ لعين را بخلاف اجماع مسلمين ، بلكه كافّهء كتابيين ، به علاوهء ظواهر كتاب مبين ، وصراح صحاح اخبار معصومين عليهم السلام مؤمن وناجى مىدانند ، بلكه بعضى از ايشان او را اعلم وافضل واكمل مىدانند از جميع پيغمبران واوصياى ايشان حتى از پيغمبر آخر الزمان واميرمؤمنان كه به زعمشان خرقهء خود را مىرسانند به ايشان . وسهل بن عبداللَّه شوشترى گفته : لِلنَفْس سِرٌّ ، و ما ظَهَرَ ذلك السِرُّ على أحدٍ الّا على فرعون ، حيث قال : ( انَا رَبُّكُمُ الاعْلى ) « 2 » يعنى : نفْس را سرّى است ، و ظاهر نشده است آن سرّ مگر بر فرعون در وقتى كه دعوى خدائى كرد « 3 » . بلكه بعضى از ايشان را عار مىآيد كه خود را مسلمان ؛ و از امّت پيغمبر آخر الزمان شمارند ، و خود را ولىّ مىدانند ، ومطلق ولىّ را افضل از نبى مىدانند . ومحيى الدّين در كتاب فصوص وفتوحات گفته كه : ختم ولايت به من
هامش
( 1 ) مثنوى : 2 / 45 ، تحفة الاخيار : 311 . ( 2 ) النازعات ( 79 ) : 24 . ( 3 ) فضايح الصوفيه : 164 ، تنبيه الغافلين : 59 ، حلية الاولياء : 10 / 208 .