كه ايشان را مىسوزد ، چنان كه عادت بر آن جارى شده ، و چون به آتش رسند بر ايشان سرد وسلامت شود « 1 » .
و گفته كه : لفظ « عذاب » كه در قرآن واقع است مشتق از عذب به معنى شيرينى است .
وقيصرى در شرح اين كلام گفته است كه : اهل جهنّم از آتش محفوظند ، وبدان تَنعُّم مىكنند ، ولذّت مىبرند ، و از نعمتهاى بهشت مُتأذّى ومتنفرند ، چنان كه « جُعَل » به بوى قاذورات الفت گرفته ، و از بوى خوش متنفّر ومتأذى است ، و اهل هر مذهب را ناجى دانسته « 2 » .
وجمعى از ايشان صحبت حضرت رسالت ، وحشر با آن حضرت را از براى خود عذابى عظيم وعقابى اليم مىشمارند ، چنان كه محيى الدّين وعبداللَّه بلبانى وشيخ بَدَخشانى وجمع ديگر تصريح نمودهاند كه : دو آيهء شريفه در اوّل سورهء بقره : ( انَّ الذينَ كَفَرُوا سَوآءٌ عَلَيْهِمْ ) « 3 » تا آخر دو آيه در شأن ايشان نازل شده ، وتأويلش را محيى الدّين قريب به اين مضمون نموده ، يعنى : به درستى كه كسانى كه كافر شدهاند ، - يعنى ستر كردهاند محبت خدا را در دلهاى خود - ، مُساوى است بر آنها كه بترسانى يا نترسانى آنها را كه ايمان نمىآورند به تو ، زيراكه تو از اهل بيانى و آنها از اهل عيان ، و « ما راءٍ كَمَن سَمِعا » يعنى :
نيست بيننده مانند كسى كه مىشنود ، مهر نهاده است خدا بر دلهاى آنها كه داخل نمىشود در آن غير از حق ، و بر گوشهاى آنها كه نمىشنوند غير از
هامش
( 1 ) شرح فصوص الحكم : 197 .
( 2 ) شرح فصوص الحكم : 197 .
( 3 ) البقره ( 2 ) : 6 و 7 .