شد « 1 » .
و گفته كه : جميع پيغمبران نزد من حاضر شدند ، وهيچكدام از ايشان متكلّم نشدند ، سواى هود عليه السلام كه مردى بود ضخيم الجثه و خوش صورت و خوش محاوره ، به من گفت كه : مىدانى كه پيغمبران چرا حاضر شدند ، به تهنيت ختم ولايت تو آمدند « 2 » ؟
و گفته كه : جميع پيغمبران از مشكات خاتم انبياء اقتباس علم مىكنند ، و جميع اولياء از مشكات خاتم الاولياء اقتباس علم مىكنند ، و خاتم الأنبياء از مِشكات خاتم الاولياء اقتباس علم مىنمايد « 3 » .
و گفته : كُنتُ وَليّاً وآدمُ بَين الماءِ والطّين يعنى من ولىّ بودم ، وآدم ميان آب وگِل بود « 4 » .
و گفته : خاتم الاولياء افضل است از خاتم الانبياء ، و ساير انبياء در ولايت ، چنان كه خاتم الانبياء افضل است از انبياء ، در رسالت « 5 » .
و گفته كه : آنچه خاتم الانبياء و ساير انبياء به واسطهء مَلَك دانستهاند ؛ من از خدا بىواسطهء ملك استفاده نمودهام « 6 » .
هامش
( 1 ) شرح فصوص الحكم : 84 .
( 2 ) شرح فصوص الحكم : 247 .
( 3 ) شرح فصوص الحكم : 75 - 79 .
( 4 ) شرح فصول الحكم : 81 با ضميمه صفحه 84 .
( 5 ) شرح فصوص الحكم : 78 ، فتوحات مكّيه : 2 / 52 و 53 .
( 6 ) تحفة الاخيار : 317 .