تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
و خون را « 1 » پاك مىداند ، ومريدان را امر به سجدهء خود مىنمايد ، و همچنين بعضى از احكام را مثل وضو وغيره را واجب نمىداند . و اينها از جملهء ادلّهء عدم اعتناى ايشان است به شرع مبين در فروع دين چه جاى اصول دين ، و از اصول عقايد ايشان - كه معشر صوفيه‌اند - تساوى كفر است با اسلام ، و حلال است با حرام . ومىگويند : ( الصوفي لا مذهب له ) « 2 » يعنى : صوفى هيچ مذهبى ندارد ، به اين معنى كه هيچ مذهبى را بد نمىداند ، بلكه با اهل هر مذهبى محبّت مىنمايد ، وشايد نظرشان به ظاهر قول حق تعالى باشد در سورهء كافرين : ( لَكُمْ دينُكُمْ وَلِىَ دين ) « 3 » وحال اين كه اين آيه منسوخ است به اوامر جهاد ، وآيهء ( فَاقْتُلوُا الْمُشْرِكِينَ ) « 4 » ، به علاوه اجماع مسلمين ، بلكه ضرورت دين ، وادلّهء وجوب قتل مرتدّين . و آنچه اين جاهلان گمان برده‌اند كه عارفان وواصلانِ به خدا از عبادت مستغنىاند ، وايشان چون كه ترك تعلّقات دنيا نموده ، قُرب به مبدء ؛ ايشان را حاصل ، بلكه به اعتقاد باطل خود همهء او شده‌اند ، و به عبادت حاجت ندارند و به آن مكلّف نيستند . و اين اعتقاد محضِ ضلالت وگمراهى است ، چه اگر كسى را از ارباب
هامش
( 1 ) الف : را مطلقاً . ( 2 ) فتوحات مكّيه : 9 / 372 ، تذكرة الاولياء : 2 / 289 . ( 3 ) الكافرون ( 109 ) : 6 . ( 4 ) التوبه ( 9 ) : 5 .