[
پارهاى از عقائد باطلهء محيى الدّين ومولوى
] وأيضاً هر چيزى را يا مظهر جمال خدا مىدانند ، مانند انبياء واوصياء واولياء وامرَدانِ گلرخان ، يا مظهر جلال خدا مىدانند ، مانند كُفّار وفُجّار از قبيل فرعون وهامان وابوجهل وعبدالرحمن ابن ملجم ، واهرمن صورتان وشيطان سيرتان ، و از اينجاست كه مولوى رومى در مثنوى گفته :
چون كه بىرنگى اسير رنگ شد * موسئى با موسئى در جنگ شد
« 1 »
و از زبانِ حضرت امير المؤمنين عليه السلام در مخاطبهء با ابن ملجم لعين چنين بافته و گفته :
غم مخور فردا شفيع تو منم « 2 » * مالك روحم نه مملوك تنم « 3 »
آلت حقّى تو ؛ فاعلْ دستِ حقّ * چون زنم بر آلت حقّ ؛ طعن ودقّ « 4 »
هيچ بُغضى نيست در جانم زتو * زانكه اين را من نمىدانم زتو « 5 »
و در جاى ديگر در مثنوى گفته :
سوىِ كُلِّ خود رو ؛ اى جزء خدا « 6 »
يا مزخرفات بسيار ديگر ، و از اينجاست كه محيى الدّين در اوّل
هامش
( 1 ) مثنوى : 1 / 68 .
( 2 ) مصدر : « ليك بىغم شو شفيع تو منم » .
( 3 ) مثنوى : 1 / 107 .
( 4 ) مثنوى : 1 / 105 .
( 5 ) مثنوى : 1 / 105 .
( 6 ) مثنوى : 6 / 128 .