از خدا خواهند ستر ذات خود در ذات او * اين بود ساعت به ساعت سرّ استغفارشان
كارشان جز نفى ذات و وصف و فعل خويش نيست * اى خدا چِبوَد كه جامى را كنى در كارشان
اين نسخهء مقتبس زانفاس كرام * كز وى نفحات انس آيد به مشام
از هجرت خيرِ بشر و فخر انام * در هشتصد و هشتاد و سوم گشت تمام « 1 »
قاصر گويد : رد مجمل ترّهات مذكوره . . .
[
آيا اين همه ترّهات وقصّهها صحيح است ؟
] و بر تقدير صدق و وقوع آنها از اشخاص مزبوره كه بسيارى از آنها ظاهر الفسق و شارب الخمر و مستعمل اللهو والغنااند ، و جمعى از آنها مجهول الحال بلكه مجهول الاسماند ، مثل امرأة مجهولة ، و جارية سوداء و حبشية و امرأة مصرية و اصفهانية و فارسية و مانند اينها ، و همچنين جامى ؛ از ناقلين و راوين آنها به قولش گفتهاند و مىگويند و گويند از رهگذر حيله و تزوير تعبير نموده .
خلاصه بر فرض صدق آنها دلالت ندارند بر اسلام آن جماعت ، چه جاى ايمان و خوبى و عدالت ، بلكه ولايت آنها زيرا كه احتمال مىرود كه آن خوارق از قبيل سحر و جادو و چشمبندى باشد ، يا از تأثير بعضى از مسكرات
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 634 - 636 .