و مشتاقان جمال حق را دليل وجود او هم وجود اوست ، و برهان شهود او هم شهود او گفته :
پژوهنده را ياوران شد كليد * كز اندازهء خويشتن در تو ديد
كسى كز تو در تو نظاره كند * ورقهاى بيهوده پاره كند
نشايد تو را جز به تو يافتن * عنان بايد از هر درى تافتن
تاريخ اتمام « اسكندر نامه » كه آخرينِ كتابهاى وى است سنهء اثنين وتسعين وخمسمائه بوده است ، و عمر وى در آن وقت از شصت گذشته بود « 1 » .
خسرو دهلوى
لقب وى يمين الدّين است ، بعد از وفات سلطان مباركشاه خلجى به خدمت و ملازمت شيخ نظام الدّين پيوست و رياضات و مجاهدات پيش گرفت ، گويند كه چهل سال صوم دهر داشت .
و گويند به همراهى شيخ خود شيخ نظام الدّين به طريق طى الارض حج گزارده ، و پنج بار حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله را در خواب ديده ، و به اشارت شيخ نظام الدّين صحبت خضر عليه السلام دريافته ، و از وى التماس نموده كه آب دهن مبارك خود در دهن وى كند ، حضرت خضر عليه السلام فرموده : اين دولت را سعدى برد ، خسرو با خاطر شكسته به خدمت شيخ نظام الدّين آمده است و صورت حال باز نموده ، شيخ نظام الدين آب دهن خود را در دهان وى انداخت و بركات آن ظاهر شده ، چنان كه نود و نه كتاب تصنيف كرده است .
و مىگويند كه : در بعضى مصنّفات خود نوشته است كه : اشعار من از
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 608 و 609 .