شيخ اوحد الدّين اصفهانى
چنين استماع افتاد كه وى از اصحاب شيخ اوحد الدّين كرمانى است ، وى را ديوان شعرى است در غايت لطافت و عذوبت و ترجيعات مشتمل بر حقايق و معارف ، و مثنوى بر وزن و اسلوب حديقهء شيخ سنائى ، نام آن « جام جم » ، و در آنجا بسى لطايف جمع كرده ، و در تاريخ اتمام « جام جم » گفته :
چون ز تاريخ برگرفتم فال * هفتصد رفته بود و سى و سه سال
كه من اين نامهء همايون فر * عقد كردم به نام اين سرور
چون به سالى تمام شد بدرش * ختم كردم به ليلة القدرش
قبر وى در مراغهء تبريز است ، و تاريخ وى بر آنجا نوشتهاند ، سنهء ثمان وثلاثين وسبعمائه « 1 » .
شيخ نظامى گنجهاى
وى را از علوم ظاهر و مصطلحات رسمى بهرهاى بوده خصوصاً نجوم ، اما از همه دست بازداشته و روى در حضرت حق سبحانه آورد ، چنان كه مىگويند :
هر چه هست از دقيقههاى نجوم * با يكايك نهفتههاى علوم
خواندم و سرّ هر ورق جستم * چون تو را يافتم ورق شستم
همه را روى در خدا ديدم * وز خدا بر همه تو را ديدم
يك جا در بيان اين معنى كه صوفيه گفتهاند كه : طالبان وصال
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 606 و 607 .