را در اربعين نشانده ، خدمت مولانا را طلب داشته ، مولانا اين غزل را گفته به عرض رسانيده :
ما مهر تو ديديم ز ذرّات گذشتيم * از جمله صفات از پى آن ذات گذشتيم
در خلوت تاريك رياضات كشيديم * در واقعه از سبع سماوات گذشتيم
ديديم كه آنها همه خواب است و خيال است * مردانه از اين خواب و خيالات گذشتيم
با من سخن از كشف و كرامات چه گوئى * چون ما ز سر كشف و كرامات گذشتيم
اى شيخ اگر جمله كمالات تو اين است * خوش باش كز اين جمله كمالات گذشتيم
اينها به حقيقت همه آفات طريقند * ما در طلب از جملهء آفات گذشتيم
ما از پى نورى كه بود مشرق انوار * از مغربى و كوكب و انوار گذشتيم
چون شيخ اين غزل را شنيد وقت وى خوش شد و استحسان نمود خدمت مولانا ؛ در سن شصت سالگى وفات كرده ، در سنهء تسع وثمانمائه « 1 » .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 613 و 614 .