و ظرافت مجالس ، و استقامت عقل ، و روش صوفيه ، و لزوم قناعت و اعتقاد پاكيزه ، و در تجرّد و تفرّد از علايق دنيوى ، و خوش بودن و خوش گذرانيدن بى اسباب صورى ، چون اوئى كمتر ديدهاند ، و از كمال اعتقادى كه امير حسن را به شيخ نظام الدّين بود انفاس متبركّهء او را كه شيخ در مجالس شنيده بود در چند جلد جمع كرده است ، و آن را « فرائد الفوائد » نام نهاده است « 1 » .
شيخ كمال خجندى
وى بسيار بزرگ بوده ، و اشتغال وى به شعر و تكلّف در آن ستر حال و تلبيس را بوده باشد ، چنان كه مىگويد :
اين تكلفهاى من در شعر من * كلّمينى يا حميراى من است
على الدوام به رياضات و مجاهدات مشغول بود ، و چندگاه در ولايت شاش بوده ، و در آن مدت حيوانى نمىخورد ، وفات وى در سنهء ثلاث وثمانمائه ، و قبر وى در تبريز در كوه وليان ، و بر لوح قبر وى نوشتهاند :
كمال از كعبه رفتى تا در دوست * هزاران آفرين مردانه رفتى
« 2 »
مولانا محمد شيرين مشهور به مغربى
وى مريد شيخ اسماعيل سبزى « 3 » است ، كه وى از اصحاب شيخ نورالدين عبدالرحمان اسفرائنى است ، وقتى شيخ اسماعيل سبزى درويشان
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 610 و 611 .
( 2 ) نفحات الانس : 611 و 612
( 3 ) مصدر : سيسى .