تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
بود آب نبود ، در راه آمديم هوا بسيار گرم شد و تشنگى غلبه كرد ، و با ما اندك آبى بود ، يكى خواست آن آب را بخورد ، شيخ ابومحمّد گفت : مخور كه اگر مىخواهى نميرى همين گلوى خود به آن‌تر كن ، بعد از آن سختى بسيار كشيديم از گرما و تشنگى ، و هيچ سايه نيافتيم كه ساعتى بنشينيم ، شيخ ابومحمّد پرسيد كه شيخ ابوعبداللَّه مطرف چه گفته بود ؟ گفتيم : گفته بود كه سختى بسيار خواهيد كشيد ، گفت : سختى از اين بيشتر نمىباشد ، پرسيد كه ديگر چه گفت ؟ گفتم گفت : كه در آخر باران خواهد آمد و سيراب خواهيد شد ، گفت : بشارت باد شما را به باران ، ناگاه ديديم كه پاره‌اى ابر از يك طرف پيدا شد تا بالاى سر ما آمد و بباريد ، چندان كه گرداگرد ما سيل روان شد ، آب خورديم و وضو ساختيم و غسل كرديم و آب برگرفتيم و روان شديم ، چون گامى چند برفتيم از باران هيچ اثر نيافتيم « 1 » .

شيخ سليمان تركمان موله

وى در دمشق بوده ، كهنه عبائى چركين در بر ، از جاى خود كم برخاستى و سخن كم گفتى ، بعضى از علماى ظاهر با جلالت و بزرگى خود پيش وى نيازمندى مىكردند و مىنشسته‌اند ، مىگويند كه : در رمضان در روز چيز مىخورده و نماز مىگزارده ، اما وى را كشف و اطلاع بر مغيبات مىبوده و اخبار از آن مىكرده . امام يافعى گويد : مثل اين بسيار از اين طايفه مشاهده كرده‌اند ، چنان كه از قضيب البان موصلى و شيخ ريحان و غير ايشان منقول است ، توفي الشيخ
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 578 و 579 .