تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
مسائل علم حقيقت چنان مضبوط و مربوط بيان نكرده است كه وى در ديباچهء « شرح قصيدهء تائيه فارضيه » كرده ، و وى را تصنيف ديگر است مسمّى به « مناهج العباد إلى المعاد » ، در بيان مذاهب ائمه اربعه - رضوان اللَّه عليهم اجمعين - در مسائل عبادات و بعضى معاملات ، كه سالكان اين طريق را از آن چاره‌اى نيست ، و در بيان آداب طريقت كه بعد از تصحيح احكام شريعت سلوك راه حقيقت بى آن ميسّر نيست ، والحق آن كتابى است بس مفيد كه مالا بد هر طالب و مريد است . در آنجا آورده است كه : انتساب مريدان به مشايخ به سه طريقه است : يكى به خرقه ، دوم به تلقين ذكر ، سوم به صحبت و خدمت و تأدّب به آن ، و خرقه دو است : خرقهء ارادت ، و آن را جز از يك شيخ ستدن روان نباشد ، دوّم خرقهء تبرّك ، و آن از مشايخ ستدن به جهت تبرّك روا باشد . و در بيان خرقهء ارادت خود گفته است كه : وى خرقه پوشيده از شيخ نجيب الدّين على بزغش شيرازى ، و وى از شيخ شهاب الدّين سهروردى ، و وى از عم خود قاضى وجيه الدّين ، و وى از پدر خود ابو محمّد عمويّه و اخى فرج زنجانى ، دست هر يك در پوشانيدن خرقه مشارك دست آن ديگر ، اما ابومحمّد از احمد آسود دينورى خرقه پوشيده ، و وى از ممشاد دينورى ، و وى از ابوالقاسم جنيد ، و اما اخى فرج از ابوالعباس نهاوندى ، و وى از ابوعبداللَّه خفيف شيرازى ، و وى از ابومحمّد دوّم بغدادى ، و وى از جنيد و شيخ الشيوخ شهاب الدّين سهروردى نسبت خرقه را تا به ابوالقاسم جنيد بيش اثبات نكرده ، و از جنيد تا مصطفى صلى الله عليه و آله به صحبت نسبت داده نه به خرقه . و اما شيخ مجد الدّين بغدادى در كتاب « تحفة البررة » آورده است كه :