چهارم ديگرى غير آنها ، چون سلام دادند ديد كه همان كس اوّل است بر جاى خود نشسته ، و از آن سه كس كه در حال نماز ديد اثر نبود ، آن فقير به وى نظر كرد و گفت : اى فقيه از آن چهار كس كدام با شما نماز گزارد ؟ !
شيخ عبداللَّه يافعى گفته كه : مثل اين قضيه را شنيدم كه صادر شده از قضيب البان با بعضى از فقهاء ، قاضى موصل را انكار تمام نسبت به وى بود ، يك روز ديد كه در يكى از كوچههاى موصل از مقابل وى مىآيد ، با خود گفت وى را مىبايد گرفت ، و قصّهء وى را به حاكم رفع كرد تا وى را به سياستى رساند ، ناگاه ديد كه به صورت كردى برآمد ، و چون مقدار ديگر پيش آمد به صورت اعرابى برآمد ، و چون نزديكتر شد به صورت يكى از فقهاء ظاهر شد ، چون به قاضى رسيد گفت : اى قاضى كدام قضيب البان را به حاكم مىبرى سياست مىكنى ؟ قاضى از آن كار خود توبه كرد و مريد شد .
پيش شيخ عبدالقادر گفتند كه : قاضى البان نماز نمىگزارد گفت : نگوئيد كه سَرِ وى هميشه بر در خانهء كعبه در سجود است « 1 » .
محمّد اوانى كه به ابن القائد معروف است
وى از اصحاب شيخ عبدالقادر است ، در « فتوحات مكيّه » مذكور است كه : شيخ عبدالقادر وى را مفرد الحضرت مىگفت ، و مىگفت كه : محمّد بن قائد من الفردين .
صاحب « فتوحات » مىگويد : مفردون جماعتىاند كه از دايرهء قطب خارجند ، و خضر عليه السلام از ايشان است ، و همچنين رسول صلى الله عليه و آله پيش از بعثت از
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 524 و 525 .