تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

شيخ زين الدّين ابوبكر خوافى

وى فرموده كه : از مصر مىآمدم و به بغداد رسيدم ، طاقيه‌اى كه شيخ نور الدّين عبدالرحمان به من داده بود ؛ و بر سر اكابر ديگر از مشايخ رسيده بود همراه داشتم ، با پير تاج گيلانى اتّفاق ملاقات افتاد ، و آن طاقيه از من طلبيد ، چنان كه مقتضاى فقر و درويشى باشد ، به وى دادم ، شب در واقعه‌اى ديدم كه طاقيه پيش من استغاثه مىكند و بزرگانى را كه بر سر ايشان رسيده بود مىشمرد و مىگويد كه : بر سر فلان و فلان رسيدم ، حالى مرا بر سر خمّارى نهادى كه به شرب خمر اشتغال نمايد ؟ چون بامداد شد با يكى از اصحاب به طلب وى بيرون رفتيم ، شنيديم كه وى در خرابات است ، و به شرب خمر مشغول است ، به آنجا رفتيم گفتند : در فلان خانه است ، به آن خانه درآمديم ؛ مست افتاده بود ، و طاقيه بر سر وى بود ، مصاحب من مرا گفت كه : بيرون رو كه من طاقيه بيارم ، من بيرون آمدم وى طاقيه از سر وى برداشت و در خانه را بر بالاى وى بست و پيش من آورد . توفى في شوّال سنة ثمان وثلاثين وثمانمائة ، اوّل وى را در قريهء مالين دفن كردند ، و از آنجا به درويش آباد نقل فرمودند ، و از درويش آباد به جوار عيدگاه هرات ، و حالا بر سر مزار متبرّك وى عمارت عالى ساخته‌اند ، و آنجا نماز جمعه مىگزارند « 1 » .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 492 - 494 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 394 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )