و اشارت آن حضرت بود ، بعد از آن كه سى سال بر اين طريق بوده و بعضى اصحاب گفتهاند كه : آنچه ما را معلوم شده است هزار ختم قرآن بدين طريق كرده بود .
و از روحانيت حضرت شيخ اشارت به آن رفت كه احرام زيارت مشهد مقدّس رضوى بند ! به آنجا رفت و نوازشها و خلعتها يافت ، و از آنجا عزيمت طواف مزارات طوس كرد ، شب در مزار متبرّك شيخ ابونصر سراج بود ، حضرت رسالت صلى الله عليه و آله را در خواب ديد كه فرمودند : فردا تو را در شهر طوس درويشى عريان پيش آيد ، وى را حرمت و تعظيم بدار و ليكن سجده مكن .
چون بامداد به شهر طوس درآمد بابا محمود طوسى كه مجذوب بود ديد كه بر آن صفت كه حضرت رسالت صلى الله عليه و آله گفته بود مىآيد ، چون مولانا را ديد خود را بر زمين افكند و سر در نمد كشيد ، مولانا پيش رسيد و زمانى بر پاى ايستاد ، و بعد از ساعتى پاى از نمد بيرون كرد و بر پاى خاست ، و با خود مىگفت كه : بى ادب كسى را تعظيم نمىكنى كه دوش ؛ پيغمبر صلى الله عليه و آله در تربت شيخ ابونصر سراج با وى ملاقات كرد و وى را به تو نشان داد ، و فرشتگان آسمان از وى شرم مىدارند ؛ مولانا بر وى سلام كرد و او جواب داد و گفت :
برو كه اولياى رودبار منتظر قدوم تواند .
و گويند : خدمت مولانا بعد از آن هر سال يكى از خواص خود را به ملازمت بابا محمود فرستادى ، و سخنان وى را نوشته بياوردى ، و اگر چه آن سخنان نه بر طريقه عمل بود ؛ خدمت مولانا معنى آن را فهم كردى و مقصود بدانستى .
توفى في منتصف النهار ؛ يوم الخميس في سلخ المحرم الحرام سنة احدى وسبعين
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٣٩٧