تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
السائرين » ، و غير آن از رسائل . با ركن الدّين شيخ علاء الدّوله معاصر بود ، و ميان ايشان در وحدت وجود مخالفات و مباحثات واقع است ، و در آن معنى با يكديگر مكتوبات نوشته‌اند ، امير اقبال سيستانى در راه سلطانيه با شيخ عبدالرزاق همراه شده بودند ، و از وى استفسار آن معنى كرده وى را در آن معنى صاحب علوم يافته . پس امير اقبال پرسيده كه شيخ تو در شأن شيخ محيى الدين عربى و سخنان او چه اعتقاد دارد ؟ در جواب گفته كه : او را مردى عظيم الشأن مىداند در معارف ، اما مىفرمايد كه در اين سخن كه حق سبحانه و تعالى را وجود مطلق گفته غلط كرده ، و اين سخن را نمىپسندد ، وى گفته كه اصل همهء معارف او خود اين سخن است ، و از اين سخن بهتر نيست ، عجب كه شيخ تو اين سخن را انكار مىكند ، و جملهء انبياء و اولياء و ائمه بر اين مذهب بوده‌اند . امير اقبال اين سخن را به شيخ خود عرضه داشت كرده بوده است ، شيخ در جواب نوشت كه در جميع ملل و نحل بدين رسوائى سخن كسى نگفته ، چون نيك بازشكافى مذهب طبيعيه و دهريه بسيارى از اين مذهب بهتر است ، و در نفى و ابطال اين سخنان بسيار نوشته‌اند . و چون اين خبر به شيخ كمال الدين عبدالرزاق رسيد به ركن الدين علاء الدوله مكتوبى نوشته است ، و شيخ آن را جوابى نوشته ، و بعد از آنكه مكتوب شيخ عبدالرزاق بطوله نوشته گفته است جواب مكتوب كه شيخ ركن الدين علاء الدوله بر ظهر آن نوشته به كاشان فرستاد ( قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ ) « 1 » الايه . بزرگان دين و روندگان راه يقين به اتّفاق گفته‌اند در معرفت حق بر
هامش
( 1 ) الانعام ( 6 ) : 91 .