محتاج نداشته است به خلق ، و چرا بايد كه بندگان او محتاج باشند ؟ آخر اين دنيا را با اين همه نعمتها به بركت شاه ايشان به پاى مىدارد ، بلكه مقصود از آفرينش ايشانند نه آخر .
شيخ مجدالدّين بغدادى را هر سال خرج سفرهء خانقاه دويست هزار دينار زر سرخ بوده ، و من حساب مىكنم پانصد هزار دينار املاك وقف كردهام به هر صوفيهاى كه به طريق ما باشند .
و هم وى فرموده است كه : چه كنم ترمذى و جماعتى از مغاربه گفتهاند :
بداية الأولياء نهاية الأنبياء .
روزى در بغداد در خدمت شيخ قدس سره بوديم فرمود كه : آن جماعت كه گفتهاند : ( بداية الاولياء نهاية الأنبياء ) ؛ آنها را عذرى هست ، و ايشان از اين سخن اين خواستهاند كه بداية الاولياء نهاية الانبياء في الشريعة ، ونهاية الاولياء بداية الانبياء في الطريقة ، زيرا كه چون كمال شريعت در آخر كار به نبى تمام شود كه : ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ ) « 1 » ، و ولى تا شريعت را به كمال فرا نگيرد قدم در ولايت ننهد ، پس ابتداى ولايت آن است كه : همهء شريعت را به كمال قبول كند و متابعت نمايد ، اما در طريقت آن است كه : هر چند ولى سعى كند و مرتبهء او عالى شود روح او را آن نوع عروجى كه جسم نبى را بوده باشد حاصل نشود و محال بود كه شود ، پس چون در انتهاى ولايت روح ولى مشابهت مىيابد به جسم نبى در طريقت نهايت اولياء بدايت انبياء باشد .
و هم وى فرموده : انبياء عليهم السلام از انشاى گناه عامداً معصومند ، و اولياء از
هامش
( 1 ) المائده ( 5 ) : 3 .