نمىرسد ؛ كه سلوك تمام ناكرده به حضرت ما آيد ، بعد از آن كه از غيبت باز آمدم بر زبان خود عقده يافتم ، خاموشى پيشه كردم و به كار خود مشغول شدم .
ولادت وى در سنهء تسع وثلاثين وستمائه بود و در بغداد از دنيا رفت « 1 » .
ابوالمكارم ركن الدّين علاء الدَوله احمد بن محمّد بيابانكى
وى در اصل از ملوك سمنان است ، بعد از پانزده سالگى به خدمت سلطان وقت شغل گرفت ، در يكى از حروب كه سلطان را با اعداء بود وى را جذبهاى رسيد ، بعد از آن در شهور سنهء سبع وثمانين وستمائه در بغداد به صحبت شيخ نورالدّين كسرقى رسيد ، در وقت مراجعت از حجاز در سنهء تسع وثمانين وستمائه اذن ارشاد يافت ، و بعد از سنهء عشرين وسبعمائه در خانقاه سكّاكيه در مدّت شانزده سال صد و چهل اربعين برآورد .
و گويند كه : در ساير اوقات صد و سى اربعين ديگر برآورده است ، و چون عمر وى به هفتاد و هفت رسيد شب جمعه بيست و دوم رجب ، سنهء ست وثلاثين وسبعمائه در برج احرار صوفى آباد ، دو فرسخى سمنان به جوار رحمت حق پيوست ، و در حظيرهء قطب زمان عماد الدّين عبدالوهاب مدفون گشت .
روزى « پادشاه چوپان » پيش شيخ آهوئى فرستاد و سلام رسانيد ، و نيازمندى نمود كه اين گوشت صيد است بخوريد كه حلال باشد ! شيخ گويد :
مرا در اين حالت حكايت امير نوروز ياد آمد كه : آن وقت كه در خراسان بود
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 438 و 439 .