تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
شد ، بعد از آن گفتم كه : اين سخن به او مىگويم كه در مراتب ايشان بينائى مىكنم يا ترجيح مىنهم شيخ مجد الدّين را بر سلطان بايزيد ، اما هر كسى را حق تعالى حواله كرده است به مشربى ، چون او توجه به آن مشرب كرد متابع آن طريق شد ، حق تعالى جهت ثبات قدم او ؛ در آن طريق شيخ او را در اعلى مراتب بر او جلو كند ، و اگر نه على التحقيق مراتب در قيامت پيدا شود ، و نشان علوّ مرتبت در اين عالم جز متابعت حبيب مطلق صلى الله عليه و آله نيست ، هر كس كه متابعت او بيشتر كند مرتبهء وى بيشتر شود . روزى شيخ مجد الدّين با جمعى از درويشان بود ، سكرى بر وى غالب شد ، گفت : ما بيضهء بط بوديم بر كنار دريا ، و شيخ ما با شيخ نجم الدين مرغى بود ، بال تربيت بر سر ما فرود آورد تا از بيضه بيرون آمديم ، ما چون بچهء بط بوديم در دريا رفتيم ، و شيخ در كنار بماند ، شيخ نجم الدين به نور كرامت آن را دانست بر زبان ايشان گذشت كه در دريا ميرد ، و شيخ مجد الدّين آن را شنيد بترسيد ، پيش شيخ سعد الدين آمد ، و تضرع بسيار كرد كه روزى كه حضرت شيخ را وقت خوش باشد مرا خبر كن تا به حضرت آيم و عذر بخواهم . وقتى شيخ را در سماع حال خوش بود ، شيخ سعد الدين شيخ مجد الدّين را خبر كرد ، شيخ مجد الدّين پاى برهنه بيامد و طشتى پر آتش كرد و بر سر نهاد و به جانب كفشكن بايستاد ، و شيخ نظر به وى كرد ، فرمود : به طريق درويشان عذر سخن ايشان مىخواهى ! ايمان و دين به سلامت بردى و در دريا مىرى و ما نيز در سر تو شويم و سرهاى سرداران و ملك خوارزم در سر تو شود ، و عالم خراب گردد . شيخ مجد الدّين در قدم شيخ افتاد ، به اندك فرصتى سخن شيخ به ظهور