روزبهان وى را به دامادى قبول نموده ، وى را از دختر شيخ دو پسر آمد .
وفى كتاب « تحفة البررة » : سمعت شيخنا أبا النجيب يقول : سمعت روزبهان بمصر يقول : قيل لي مراراً اترك الصلاة فإنّك لاتحتاج إليها ، فقلت : يا ربّ أنا لا اطيق ذلك ، كلّفني شيئاً آخر « 1 » .
شيخ اسماعيل قصرى
از اصحاب شيخ ابوالنجيب است ، و خرقهء اصل از دست او پوشيده ، و وى از محمّد بن مالكيل ، و وى از ابويعقوب طبرى ، و وى از ابوعبداللَّه بن عثمان ، و وى از ابويعقوب نهرجورى ، و وى از ابويعقوب موسى ، و وى از عبدالواحد بن زيد ، و وى از كميل بن زياد قدس اللَّه روحه ، و وى از اميرالمؤمنين على كرم اللَّه وجهه ، و وى از حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله : كذا ذكره الشيخ ركن الدّين علاء الدّولهء سمنانى - قدس اللَّه سره - في بعض مصنّفاته « 2 » .
شيخ نجم الدين كبرى
كنيت وى ابوالجناب ، و نام وى احمد بن عمر الخيوقى ، و لقب وى كبرى ، و وى را شيخِ ولى تراش نيز گفتهاند ، به سبب آنكه در غَلَبات وجد نظر
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 418
ترجمه : در كتاب تحفة البررة آمده است كه : شنيدم از شيخم اباالنجيب كه مىگفت : شنيد از روزبهان در مصر كه مىگفت : به من گفته شد مراراً كه : نماز را ترك كن كه تو به آن احتياج ندارى ! ! ! پس گفتم پروردگارا ! من طاقت اين فرمان را ندارم ، چيز ديگرى به من امر فرما
( 2 ) نفحات الانس : 418 .