و جاى ديگر مىگويد كه : از بركه - قدس اللَّه سره - شنيدم كه فتحه گفت كه ابليس گفت : از من سياه گليمتر فتحه بود ، و پس از اين سخن بگريست .
و جاى ديگر گفته كه : پيران چون كامل باشند دانند كه هر مريدى به كدام مقام رسد ، به عاقبت كار چنان كه از فتحه بسيار شنيده بودند كه فلان را قدم فلان خواهد بود ، و فلان را قدم فلان « 1 » .
شيخ ضياء الدين ابوالنجيب عبدالقاهر سهروردى
در علوم ظاهر و باطن به كمال بود ، و مصنفات و مؤلّفات بسيار دارد ، و نسبت وى به دوازده واسطه به ابوبكر صديق مىرسد .
در تاريخ امام يافعى مىگويد كه : يكى از اصحاب شيخ ابوالنجيب گفت كه : روزى با شيخ در بازار بغداد مىگذشتيم به دكان قصّابى رسيديم ، گوسفند آويخته بود ، شيخ بايستاد و گفت : اين گوسفند مىگويد كه من مردهام ، مرا نكشتهاند ! قصّاب بى خود بيفتاد ، چون به خود باز آمد به صحّت قول شيخ اقرار كرد و تائب شد ، توفّي في شهور سنة ثلاث وستين وخمسمائه « 2 » .
شيخ روزبهان كبير مصرى
وى گازرونى الاصل است ، امّا در مصر بود ، از مريدان شيخ ابوالنجيب سهروردى است ، در اكثر اوقات در مقام استغراق مىبود ، شيخ نجم الدين به صحبت وى رسيده ، و آنجا به رياضات اشتغال نموده ، و خلوتها نشسته ، و شيخ
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 417 .
( 2 ) نفحات الانس : 417 .