چون از خواب درآمدم ، بر چشم من اثر گريه بود از آن كرامات و احوال كه مشاهده كرده بودم ، شيخ ابوالحسن شاذلى - قدس اللَّه روحه - كه قطب زمان خود بود از واقعهاى كه ديده چنين خبر داده است كه : حضرت رسالت صلى الله عليه و آله با موسى عليه السلام و عيسى عليه السلام مفاخرت كرده است به غزّالى ، و حضرت رسالت صلى الله عليه و آله به تعزير بعضى منكران از غزّالى امر فرموده و اثر سوط تا وقت مردن بر تن وى ظاهر بود « 1 » .
شيخ احمد غزّالى
وى از اصحاب شيخ ابوبكر نسّاج است ، تصنيفات و تأليفات و رسائل بىنظير دارد ، و يكى از آنها « رسالهء سوانح » است كه « لمعات » شيخ فخر الدين عراقى بر سنن آن واقع است .
روزى كسى از وى حال برادرش حجة الاسلام پرسيد كه وى كجاست ؟
گفت : وى در خون است ، سائل وى را طلب كرد در مسجد يافت ، از قول شيخ احمد تعجب نمود ، قصه را با حجة الاسلام بگفت ، گفت : راست گفت من در مسألهاى از مسائل استحاضه فكر مىكردم .
يكى از صوفيان از قزوين به طوس رسيد ، بر حجة الاسلام درآمد وى را از حال برادر وى شيخ احمد پرسيد ، آنچه مىدانست گفت ، گفت : با تو ، از كلام وى هيچ هست ؟ گفت : آرى جزوهاى داشت پيش آورده در آن تأمّل كرد و گفت : سبحان اللَّه آنچه ما طلب كرديم احمد يافت .
وقتى محتضر بود چهارپايان وى گشاده شدند ورم كردند ، پيش وى
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 370 - 373 .