وسبعمائة « 1 » .
خواجه علاء الدّين عطّار
نام وى محمّد بخارى است ، از كبار اصحاب خواجه بهاء الدّين ، اين فقير از بعضى عزيزان شنيده است كه : قدوة العلماء المحققين ، واسوة الكبراء المدققين ، صاحب التصانيف الفائقة والتحقيقات الرائقة ، السيد شريف الجرجانى رحمه الله ، كه توفيق انخراط در سلك ايشان يافته بوده است ، و نياز و اخلاص تمام به خاندان « 2 » و ملازمان ايشان داشته ، بارها مىگفته كه : تا من به صحبت شيخ زين الدّين على - رحمه اللَّه تعالى - نرسيدم از رفض نرستم ، و تا به صحبت خواجه علاء الدّين عطّار قدس سره نپيوستم خداى را نشناختم .
بعضى از كلمات قدسيّهء ايشان را كه در مجالس صحبت مىفرمودند ، خدمت خواجه محمّد پارسا - قدس اللَّه روحه - در قيد كتابت آورده بودند ، و چندى از آن به نيّت تبرّك و استرشاد مذكور مىگردد ، در عشق هر كه بيشتر ؛ غيبت او از خود و حضور با معشوق بيشتر ، چون ملك و ملكوت بر طالب پوشيده شود و فراموش گردد فنا بود ، چون هستى سالك هم بر سالك پوشيده شود فناء در فناء بود .
بعد از هر نمازى از پنج بار ، و بعد از هر مذاكره علم بيست بار كلمهء استغفار را گفتن مدد است در سعى و توجّه كه ذكر كرده شد ، در اين زمان به ذكر خُفيه هر كه مشغول شد به معده مىگويند نه به دل ، مقصود بسيار گفتن
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 384 - 389 .
( 2 ) مصدر : خادمان .