خواجه بهاء الدين نقشبند
نام او محمّد بن محمّد بخارى است ، تربيت او از روحانيت خواجه عبدالخالق غجدوانى است ، مىفرمود : « لا إله » نفى آلههء طبيعت است ، « الّا اللَّه » اثبات معبود به حق جلّ جلاله ، « محمّد رسول اللَّه » خود را در مقام فاتّبعونى درآوردن است ، مقصود از ذكر آن است كه به تحقيق كلمهء توحيد برسد ، و حقيقت كلمه آن است كه : از گفتن ما سوى به كلّى نفى شود ، و بسيار گفتن شرط نيست .
و مىفرمودند كه : بعضى « 1 » عزيزان - عليهم الرحمة - مىفرمودهاند كه : زمين در نظر اين طائفه چون سفرهاى است ، و ما مىگوئيم چون ناخنى است هيچ چيز از نظر ايشان غايب نيست ، و مىفرمودهاند : به سرّ توحيد مىتوان رسيد و به سرّ معرفت رسيدن دشوار است ، و مىفرمودهاند كه : از شيخ ابوسعيد ابوالخير پرسيدند كه در پيش جنازهء شما كدام آيت خوانيم ؟ فرمودند : آيت خواندن كار بزرگى است ، اين بيت بخوانيد :
چيست از اين خوبتر در همه آفاق كار * دوست رسد نزد دوست يار رسد نزد يار
پس خواجه فرمودند : در پيش جنازهء ما اين بيت خوانيد :
مفلسانيم آمده در كوى تو * شىء للَّهاز جمال روى تو
وفات ايشان در شب دوشنبه سوّم ربيع الاوّل ، سنهء احدى وتسعين
هامش
( 1 ) مصدر : حضرت .