تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
شيخ را پرسيدند از معنى اين خبر كه : « تفكّر ساعة خير من عبادة سنة » « 1 » گفت : انديشه يك ساعت [ در نيستى ] بهتر است از عبادت يك ساله در انديشهء هستى خود ، بعد از آن گفت :
تا روى ترا بديدم اى شمع طراز * نه كار كنم نه روزه دارم نه نماز چون با تو بوم مجاز من جمله نماز * چون بى تو بوم نماز من جمله مجاز
استاد ابو صالح كه مُقرئ شيخ بود بيمار شد ، شيخ مر ابوبكر مؤدّب را كه اديب فرزندان شيخ بود بخواند و فرمود : دوات و قلم و پاره كاغذ بيار تا براى ابوصالح چيزى بنويسم ! پس شيخ گفت بنويس !
حوران به نظارهء نگارم صف زد * رضوان زتعجّب كف خود بر كف زد آن خال سيه بر آن رخ مُطرِف زد * ابدال زبيم چنگ بر مصحف زد
پس مؤدب آن را بنوشت و بر ابوصالح بست در حال صحّت يافت ، و همان روز بيرون آمد ، شيخ را گفتند : فلان كس بر روى آب راه مىرود ، گفت : سهل است ، وزغ هم بر روى آب مىرود ، گفتند : فلان كس در هوا مىپرد ، گفت : زغن و مگس در هوا مىپرند گفتند : فلان كس در يك لحظه از شهرى به شهرى مىرود ، گفت : شيطان نيز در يك نفس از مشرق به مغرب مىرود ، اين چنين چيزها را قيمتى نيست ، مرد آن بود كه در ميان خلق نشيند و داد و ستد كند وزن خواهد و با خلق در آميزد و يك لحظه از خداى تعالى غافل نباشد ، و شيخ در شب جمعه وقت نماز خفتن چهارم شعبان سنهء أربعين و أربعمائه از دنيا رفته و عمرش هزار ماه بود « 2 » .
هامش
( 1 ) عوالي اللئالي : 2 / 57 ، تفسير مجمع البيان : 6 / 77 ، ( جزء بيست و هشتم ) . ( 2 ) نفحات الانس : 300 - 307 .