تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
( إنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى امّةٍ ) « 1 » است بر بسته است تاحيات عاريتى زبان را به تحريك مدد مىكند ، در بيابان غرورش سرائى مىنمايد ، چون ناصيهء ملك الموت پديد آيد پيرايهء عاريت از زبان بردارند ورسوائى مرد ظاهر شود ، و آنچه تعلّق به دل دارد بر رسته است ، و از وى توقّع ثمرات بسيار در دين ودنياست ، روزى قوّالى اين بيت پيش شيخ مىخواند :
اندر غزل خويش نهان خواهم گشت * تا بر لب تو بوسه دهم چون تو بخوانى
شيخ گفت : اين بيت كه گفته است ؟ گفتند : عماره ، گفت خيزيد تا به زيارت وى شويم ، شيخ با جمعى به زيارت وى شدند اين رباعى را بر زبان حضرت شيخ گذشته است :
در راه يگانگى نه كفر است و نه دين * يك گام ز خود برون نه و راه ببين اى جان جهان تو راه اسلام گزين * با مار سيه نشين و با خود منشين
وهم حضرت شيخ فرمود كه : اين ابيات را در پيش جنازه بايد خواند :
خوبتر اندر جهان زين چه بود كار * دوست بر دوست رود ويار بر يار آن همه اندوه بود وين همه شادى * و آن همه گفتار بود وين همه كردار
هامش
( 1 ) الزخرف ( 43 ) 22
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )