چوبى بر سر خر زد ، خر روى باز پس كرد و به زبان فصيح گفت : وه كه بر دماغ خود مىزنى « 1 » .
ابو بكر رازى
از كبار مشايخ خراسان است ، شيخ الاسلام گفته كه : وى را وقتى بود وقبول بسيار در نيشابور در كودكى مبتلا شد ، وى را به وى متهم كردند ومهجور ساختند ، آخر معلوم گرديد كه به خلاف آن بود ، وى را ديگر قبول پديد آمد « 2 » .
ابو الحسين خضرى « 3 »
توفى سنهء احدى وسبعين وثلاثمائة ، وى گفته كه : سحر گاهى با خدا مناجات كردم وگفتم : الهى از من راضى هستى كه من از تو راضيم ! ندا آمد كه اى كذّاب ! اگر تو از ما راضى بودى رضاى ما طلب نكردى « 4 » .
ابو الحسين بن شمعون « 5 »
ملقب بالناطق بالحكمة ، از مشايخ بغداد بوده ، وى را گفتند مردم را به زهد و ترك دنيا مىخوانى ، و خود بهترين جامهها مىپوشى ، و خوش ترين
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 229 و 230 .
( 2 ) نفحات الانس : 230 .
( 3 ) مصدر : حصرى .
( 4 ) نفحات الانس : 231 و 232 .
( 5 ) سمعون .