احمد گويد كه : چون شب در آمد وى را مىماليدم ، در زير انگشت پاى وى آبلهاى ديدم مقدار سيبى ، گفتم : شيخنا اين چيست ؟ گفت : چون بر سر آتش مىرفتم غايب بودم ، چون به آخر آتش رسيدم حاضر گشتم ، و آن سخن بگفتم ، و اگر اين حضور در ميانهء آتش بودى مىسوختمى .
شيخ الاسلام گفت كه : هرگاه وى به حج رفتى ، از خانهء خود لبيك زدى ، و از آنجا احرام گرفتى ، وقتى از حج باز آمد زود لبيك زدن گرفت ، گفتند بىروئى مكن اكنون باز آمدى باز لبيك مىزنى ؟ گفت اين بار نه لبيك حج را مىزنم كه لبيك او را مىزنم ، يك هفته بر نيامد كه از دنيا برفت « 1 » .
قاصر گويد كه : ابو الاديان شايد آن داروئى كه زردشت بر پاى خود ماليده بود كه نسوخت او نيز بر پاى خود ماليده باشد اگر آن حكايت زردشت راست باشد .
ابو جعفر نسوى
محمد نسوى معروف به ( عليان ) از طبقهء رابعه است ، از كبار مشايخ نسّا ، از اجلهء اصحاب .
ابو عثمان حيرى محفوظ گويد كه : وى امام اهل معارف است ، از نسّا قاصد به ابو عثمان آمدى براى پرسيدن مسائل از وى و در راه آب ونان نخوردى ، وخواب نكردى و به طهارت نرفتى ، و چون طهارت بشكستى نرفتى تا طهارت نكردى .
شيخ الاسلام گفت كه : اگر به ابو عثمان رفتى روا بودى طعام خوردن
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 220 .