تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
و روز ديگر صفى را به ما رسانى ، واليوانى اين معنى را قبول نموده ، شيخ هر دو دست به پشت و سر ورانش فرود آورده ، واو صبحى از سور بمروه متوجه اردبيل شده به بركت دست حق پرست شيخ كه به اعضايش رسيده بود هشت روز راه را به يك روز طى نمود . روز ديگر در گلخواران به عزّ ملاقات شيخ صفى فائز گشته ، سبب آمدن خود را باز گفت ، وآنجناب تهيهء اسباب ملازمت شيخ كرده ، على الصباح بر اسب جرده‌اى « 1 » كه داشت سوار شده ، خضر در ركاب هدايت انتسابش روان گشته ، نماز خفتن به سورِ بمروه رسيدند ، وشيخ صفى شرف دست بوس دريافته . شيخ زاهد گفت : صفى طائر روح متوجه آشيانهء عالم قدس است ، هريك از اصحاب در باب مدفن من موضعى اختيار مىنمايند ، رأى تو در اين باب چيست ؟ شيخ صفى فرمود كه : چون گيلان مسكن مألوف حضرت شيخ است از تمامى مواضع مناسب‌تر مىنمايد . و اين سخن موافق مزاج شيخ افتاده ، شيخ صفى آن حضرت را به سياه رودِ گيلان برده ، بعد از وصول به چهارده روز ؛ وديعت حيات را سپرده ، وشيخ صفى به مراسم تجهيز پرداخته ، عنان انصراف به اردبيل معطوف گردانيد ، و بعد از سى سال در روز دوشنبه سنه « 2 » ثلاثين وسبعمائه قريب به نصف النهار در غايت هيبت كلمة اللَّه گفته طائر روح مقدسش به جانب
هامش
( 1 ) اسبى كه پدرش عربى و مادرش غير عربى باشد ، اسب اخته . ( 2 ) در صفوة الصفا : « خمس وثلاثين وسبعمائه » آمده است .