الشعراء « 1 » .
قاصر گويد كه : ببين اين نوشته را به چه نحو يافتهاند ؟ !
شيخ صفى الدين اردبيلى
او در كتاب رجال العرفا از جملهء مدايح وتعريفات شيخ صفى الدين اردبيلى گفته : به تفحّص حال شيخ زاهد اشتغال داشت ، وشيخ زاهد ولد شيخ روشن امير بن بابل بن شيخ پندار الكردى سنجانى بود ، وتاج الدين ابراهيم نام داشت ، و از سيد جمال الدين گيلانى ارشاد يافته بود .
و نسبت خرقهء سيد جمال الدين چنان كه در كتاب « صفوة الصفا » مذكور است به سيد الطايفه سيد ابوالقاسم جنيد بغدادى مىپيوندد ، وسلسلهء مشايخ شيخ جنيد قدس سره به امير المؤمنين عليه السلام مىرسد ، وشيخ صفى از عشق ملاقات شيخ زاهد بىتحمّل شده در فصل شتا كه شدت سرما درجهء كمال داشت پياده و تنها متوجّه هليم گران كه مسكن شيخ زاهد بود گشت ، و در ماه مبارك - ألذي أنزل فيه القرآن - به مقصد رسيد ، در زاويهء شيخ زاهد آمد ، و به اداى نماز و عرض نياز مشغول گشت .
وحال آنكه در آن اوان شيخ زاهد در خلوت نشسته بود ، وچنان مقرّر ساخته كه تا عيد با هيچكس از مريدان وطالبان ملاقات نفرمايند ، وپيوسته در ماه رمضان حال آن حضرت بر اين منوال بود .
اما چون در آن روز هنوز به نور كرامت از وصول آن قدوهء خاندان
هامش
( 1 ) رياض الشعراء : 343 ، نفحات الانس : 459 .