شيخ فريد الدين عطّار
يگانه آفاق وقدوهء عشاق بود چنان كه مولوى رومى به آن اشاره نموده :
هفت شهر عشق را عطّار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچهايم
تولدش در عهد سلطان سنجر بوده در سنهء ( 513 ) ويكصد و چهارده سال عمر يافت ، هفتاد و پنج سال در نيشابور ، و بيست و نه سال در شادياخ ، ومرقدش نيز در آنجاست ، شهادتش در سنهء ( 622 ) - در واقعهء چنگيزى به دست كافرى - واقع شد ، در هنگامى كه نيشابور را قتل عام كردند ، و در كيفيت قتلش اختلاف كردهاند « 1 » .
قاصر گويد : مشهور ومعروف در كيفيت قتلش آن است كه : كافر خوش صورت جوانى نصيب شيخ شده ، وشيخ بر درِ خانهء خود ايستاده ، چون آن جوان را ديد از صباحت ووجاهت آن جوان متحيّر گرديد ، وواله او شده از بىخودى عشق او گفت : كلاه تاتارى بر سر مىگذارى ، و در هر آنى به شكلى جلوه مىنمائى ، بزن كه هزار جان عطّار فداى دَم شمشير تو باد ، و گردن را از براى او كشيده ، و آن كافرتيغ فرود آورده سرش را پرانده متوجه غارت اسباب او شد « 2 » .
شيخ عزيز الدين نسفى
از اكابر صوفيه است صاحب تصانيف عاليه است ، و بر پسر يكى از
هامش
( 1 ) مجالس المؤمنين : 2 / 99 .
( 2 ) حديقة الشيعه : 571 .