كارى است ناهنجار ، ودرختى است فتنهبار ، ادوات جسمانى را با عقايد پنهانى چه نسبت ؟ وحركات ابدان را با خطرات قلوب چه كار ؟
تخمى است كه از غوايت در شورهء زمين سوايت به اميد اهتدا وهدايت كاشتهاند ، وازاين زراعت شنعا وبضاعت نُكرا حاصلى كه برداشتهاند ، رايتى است از سرگشتگى وعوانى « 1 » كه - به زور غرور وشكمخوارگى وكامرانى - در نظر مترقّبان موائد مهمانى ومترصدان مراصد ميزبانى افراشتهاند .
وبالجمله ، گمان منافات ميان اطمينان جنان واعتماد بر كفايت يزدان - كه حقيقت توكل همان است - با تحريك ادوات ابدان بر وفور غرور است وقصور شعور .
و در كتب معتبره - مانند « كافى » ، و « عين الحيات » ، و « ملاذالأخيار » « 2 » ، و « حديقة الشيعه » و « تبصرة العوام » - در تحذير از اغترار به گفتار صوفيان بدكردار حيلهگر دلائل معتبر مذكور است ، وبراهين خجسته مسطور كه در رفع تحيّر وتزلزل از مسائل تفويض و وسائل توكل ؛ هم ناشر رياح رباح عنايت الهى تواند بود ، وهم كاسر جناح غوايت غرور .
و بعد از تدبّر در حجج واضح الدلالهء آنها ؛ اقتباس گزينان انوار آثار ، حارسان معالم انتها وايتمار ؛ در مقام آرام ومقيل آسايش توانند آسود ، هم از سلوك مسالك صوف پوشان عريان از پيرايهء شعور ، وهم از وقوع در مضايق مهالك خزف فروشان بىبهره از سرمايهء تميز امور : ( وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً
هامش
( 1 ) عوانى / سختگيرى .
( 2 ) صحيح « تحفة الاخيار » است از مرحوم ملا محمد طاهر قمى .