تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ما بين تفوّه « 1 » به كلمهء نفى واستثنا تفكّه « 2 » ؛ كلامى نكوهيده وناسزا از طامات شعرا ناگزير دانند . از اين پيران خر مريد ، يا از آن مريدان مَرِيد كه يكان يكان به گمان بىخردان واقف رموز مواجيد ، وكاشف كنوز عرش مجيدند ؛ توان پرسيد - هرچند بيگانه باشد از آشنائى تميز پاك وپليد در عامّهء موارد وعد وعيد - كه ستايش پروردگار با تغنّى در انشاد اشعار و نيايش معبود را در انشاى سرود چه نسبت تواند بود ؟ وموجبات نكال ومنتجات و بال چگونه رنگ اختلال وزنگ انتحال از رخسار استكانت ومرآت ابتهال تواند زدود ؟ اگر بنياد افغان و فرياد اين اوباش واوغاد در « بئس المهاد » حلقهِ ترداد اوراد بر تظلّم وطلبِ داد است ؛ از دست جور بيداد كيست ؟ و اگر اسماع با عدو ايقاظ راقد مراد از صيحهء زياد است - به مقتضاى اعتماد بر اعتقاد فرو رفته‌گان ، وهاد الحاد لطيف ارشادِ وَنَحْنُ اقْرَبُ الَيْهِ مِنْ حَبْلِ الوَرِيد « 3 » در ابطال وافساد امثال اين اعتقاد كافى است . وحسن اعتقاد : لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمْ « 4 » در هدم بنيان قرار داد خيره سران كفر نژاد از استناد به ساير دلايل سبيل رشاد مغنى است ، همانا در سلوك اين سبيلِ نذيل ، وسقوط اين مصرع وبيل ، از دانائى وشنوائى خداوند جليل غافل وذاهل گرديده‌اند ، كه دست ارادت از ذيول سرمايهء سعادت كشيده ، در حصول مأمول به نعره‌هاى مستانه تنيده‌اند .
هامش
( 1 ) تفوّه به زبان آوردن ، سخن گفتن . ( 2 ) تفكّه سخن خنده‌آور گفتن ، خوش طبعى كردن . ( 3 ) ق ( 50 ) : 16 . ( 4 ) البقره ( 2 ) : 255 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 173 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )