تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مثلًا از غلات ، خدائى حضرت امير را گرفته ، و از آن ترقّى نموده خود را بلكه سگ و . . . را خدا دانسته‌اند ، و از خوارج ونواصب مذمّت آن حضرت را اخذ و نسبت خطا به او داده‌اند ، چنان كه از حكايت موضوعهء شيخ سعدى معلوم شد . و با رافضيان در سبّ خلفاى ثلاثه شريك شده‌اند ، چنان كه ظاهر رباعى منقول از ديوان مولوى است كه گفته : ( گاهى محمد بك شود ) ، چنان كه گذشت ، ونيز در اواخر ديوانش گفته :
تو گمان مىبرى كه شيران تيز * چون سگان از برونِ در ميرند چون كه بطلان مرتضى جويند * چون ابوبكر چون عمر ميرند
و در مثنوى گفته :
تو به تاريكى على را ديده‌اى * زان سبب غيرى بر او بگزيده‌اى
و بستن زنّار را از كفّار گرفته‌اند ، چنان كه از حكايات سابقهء ابو يزيد معلوم گرديد . وشبسترى در « گلشن راز » گفته : بيت
بُت وزنّار وترسائى ناقوس * اشارت شد همه با ترك ناموس
« 1 » ريا وسمعه وناموس بگذاربيفكن خرقه و بر بند زنّار « 2 » وتحليل اكثر محرّمات را از فرق مسلمين ومنتحلين واكثرش را از كراميين گرفته‌اند ، و در بسيارى از مواضع به جهت تدليس وتلبيس به آيات متشابهات وروايات شاذّه مهجورات واطلاقات مأوّلات متشبّث گشته‌اند ،
هامش
( 1 ) شرح گلشن راز : 768 . ( 2 ) شرح گلشن راز : 769 .