هركس كه علم به ارتداد او به هم رسانيد مىتواند او را بكشد ، يا موقوف است بر اذن امام عليه السلام ومشهور اوّل است ، و خلاف است در قبول توبهء او در ميان خود و خدا ، واشهر واظهر قبول است .
وضرورى دين هر حكمى است از احكام شرعيه كه كلّ مسلمين از اهل سنّت وشيعه قائل باشند به آن ، وضرورى مذهب هر چيزى است از احكام كه همهء شيعيان يا همهء سنّيان - مثلًا - قائل باشند به آن .
چون اين را دانستى پس بدانكه ! جماعت صوفيان ودرويشان منكر ضرورى دين ومذهب شيعياناند ، چنان كه محيى الدين با بعضى از مريدين فرعون لعين - به ضرورت دين مسلمين ؛ بلكه اديان جميع مليّين - را مؤمن وناجى وبهشتى بلكه بهتر و اعلم از جميع انبياء حتّى از خاتم الانبياء مىدانند ، چنان كه گذشت .
و همچنين حضرت امير المؤمنين عليه السلام با قاتلش ابن ملجم ملعون را ناجى وبهشتى مىدانند ، چنان كه گذشت از مولوى كه گفته : غم مخور فردا شفيع تو منم تا آخر حكايات موضوعهاش « 1 » .
از حضرت امير عليه السلام مروى است كه فرمود : « ما كَذَبْتُ ولا كُذّبْتُ » « 2 » يعنى دروغ نگفتهام و كسى مرا دروغگو ندانسته ، بنابراين آن حضرت ؛ شفاعت آن لعين را خواهد نمود ، وشفاعتش در فرداى دنيا نبود به اجماع امت ، بلكه آن حضرت به حضرت امام حسن عليه السلام وصيّت فرمود كه او را يك ضربت زند
هامش
( 1 ) مثنوى : 1 / 107 .
( 2 ) نهج البلاغه : 700 قصار 185 .