است ، وشايد سيادتش مانند صيّد معصوم على شاه - صادى - باشد .
ومحتمل است كه هر دو سيّد به كسر سين باشد - كه به معنى : گرك است - ، چنان كه ظاهر حال خسران مآل ايشان است كه گرگانند در لباس ميشان ، و از بابت لغز به زبان عربى به خاطر فاتر قاصر رسيده ، كه چون هر يك از ايشان وارد مىشد بر ديگرى مناسب بود كه بگويند شاه رسيد :
روز و شب در وجد حالم يلّلى * محو آن زلف جمالم يلّلى
نيست جز سوداى عشقت در سرم * فارغ از فكر وخيالم يلّلى
قطع كردم ساحل بحر وجود * غرقه در بحر وصالم يلّلى
تا شدم هم صحبت دردى كشان * صافتر ز آب زلالم يلّلى
جز رضاى حق ندارم مطلبى * طالب صاحب كمالم يلّلى
وردّش اين است كه ظرفا گفتهاند :
روز و شب در قيل وقالى يلّلى * محو هر زلف وجمالى يلّلى
بر رخ هر ساده رُخ از نقش بند * نقش بند خطّ و خالى يلّلى
ضالّى گاهى تو و گاهى مضلّ * در پى وزر ووبالى يلّلى
از شقاوت در ره ايمان ودين * فارغ از فكر وخيالى يلّلى
دور گردد ساحل امن وامان * غرق بحر پر زوالى يلّلى
مايل افعال بداى بد فعال * نبودت هيچ انفعالى يلّلى
از رضاجوئى حق كامل نه اى * در پى هر بىكمالى يلّلى
اصل صوفى جملگى خورسند و تو * با همه در يك جوالى يلّلى