صورت عريضهء قاصر
به خدّام و الا مقام بندگان اقدس سلطان معاصر دائم ، ابّد اللَّه دولته الى قيام القائم عليه السلام : به عرض بندگان ظلّ اللهى مىرساند كه : چون بعد از ظهور نور اسلام از مشرق هجرت خير الانام - عليه وآله وصحبه افضل الصلاة والسلام - همواره تأييد دين و تقويت ايمان مؤمنين به قضاى ازلى وتقدير لم يزلى ، به زور بازوى پادشاهان با اقتدار منوط ، و براى تدبير وزرا وعلماى نامدار مربوط بوده ، و از روز وفات اشرف كائنات الى الآن يوماً فيوماً اين شريعت غرّا وملّت بيضا در تزايد وانتشار ، و ساير ملل باطله ونحل عاطله آناً فآناً در تناقص واستتار مىباشد .
وپيوسته سلاطين نامدار وفرماندهان كامكار به لوازم محاربه ومجاهدهء كفّار فجّار نابكار مشغول ، و به قدر ميسور در سدّ ثغور ودفع شرور آنها جهد خود را مبذول داشتهاند ، وبقاى دولت و ازدياد عظمت و شوكت خود را در غيرت وحميت دين مبين وترويج شعار ايمان و مؤمنين دانستهاند ، و هر يك به قدر سعى خود گوى نيك نامى از امثال واقران ربودهاند ، چنان كه از مطالعهء كتب تواريخ و سير معلوم ، و از حكايات مشهوره ومآثر مأثوره مفهوم مىگردد ، پس دفتر شاهان جهان جمله فرو خوان .
وبحمداللَّه در حدود ايران از همت علما واعيان خللى در اركان ايمان به هم نرسيده ، بلكه از همّت پادشاهان نور ايمان بر اكثر جهان تافته ، و در اين اوان سعادت اقتران - كه به تأئيدات الهى ، وامداد حضرت رسالت پناهى ، واعانت شير خدا ؛ كه معين هر شاه وگداست - شاهد فرمان فرمائى وغرّهء