تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
عاقلش حمل كند گفته او گر به جنون * گربه مجنون برسد تا ابد آيد به فغان
كه جناب ضلالت مآب كمر بسته حلقه درويشى ، صاحب كلاه خانقاه گوساله كيشى ، از موى سر كمند عوام فريبى او رسا ، و در حضيض نادانى اوج بىدينى را چرخ فرسا . از سرير تكيهء بت‌پرستى زورق ايمانشان را چون كشكول درويشى آويخته ، و خون شريعت نبوى را به گزند نيش بدكيشى ريخته ، خزف ولاى جهّالى چند را آويزهء گوش اعتقاد ساخته ، وگوهر غلطان اسلام را در خندق ارتداد انداخته ، اسم برعكس خود را نفى تقى شناخته ، و به تعمير بناى مذهب اباحيّت والحاد از روى اجتهاد پرداخته ، وزر ايمان را در بوتهء متابعت شيطان گداخته ، ومشت خاكى ناپاك را معبود حقيقى خود ساخته . ونقد عمر را در طلب باطل باخته ، واسب همّت در ميدان كفر تاخته ، و شمشير زبان در مضمار بيان به تخريب دين آخته « 1 » ، وعَلَم بىدينى در مدينه مذهب اسلام افراخته ، از مرعى و مرتع علوم كاه و علف عناد خورده ، و بار دانش را ( كَمَثَلِ الحِمارِ يَحَمِلُ اسْفاراً ) « 2 » بر پشت همّت برده . اسم بىمسماى او برعكس به مضمون « الشقيّ شقيّ في بطن امّه » « 3 » چون نقش خاتم نمايان ، و به پشت گرمى ( فأمّا الَّذيِنَ شَقَوْا فَفِي النَّارِ خالِدينَ فِيها ) « 4 » .
هامش
( 1 ) الف : مضمار بيان بر ترويج دين ترسا آخته . ( 2 ) الجمعه ( 62 ) : 5 . ( 3 ) بحارالانوار : 77 / 174 حديث 9 . ( 4 ) هود ( 11 ) : 106 و 107 .