گاهى است رضا شه طريقت * گه شارع شرع جعفر آمد
گه آيت كبرياى يزدان * مشتاق على اكبر آمد
و اين غزل از حرف « را » كه دلالت بر قرب ظهور حقّ مىكند ، به جهت تسلّى قلب خود ؛ نگاشتهء خامهء اخلاص مىكرد :
غزل
رايت اللَّه نور * گشت دگر آشكار
رونق ديگر گرفت * عالم بى اعتبار
وجه الهى نگر * نور فشان بر بلاد « 1 »
افسر شاهى نگر * سايه فكن بر ديار حاضر ومستور
بينغايب مشهور بين * نورٌ على نور بين
لولم تمسسه نار جلوهء نورى نگر * سرّ ظهورى نگر
وجه حضورى نگر * پرده گشا از عذار
عاشق محبوب بين * سالك مجذوب بين
طالب مطلوب بين * پرده در پرده دار
عدل ومروت نگر * حلم وفتوّت نگر
علم نبوّت نگر * همّت مردانِ كار
معركهء سخت بين * شاه نكوبخت بين
بر زبر تخت بين * ظلّ خدا را قرار
سرّ بدايت نگر * رمز نهايت نگر
هامش
( 1 ) ب ، ج : ملأ .