وأيضاً اين چنين نيست كه در سلسلهء ارادت مطلقاً حسن بصرى داخل باشد ، بلكه او در سلسلهاى داخل است كه به معروف كرخى ، و از او به حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام وآباء كرام او منتهى شده باشد .
و اما احمد غزّالى بر تقدير تسليم آنكه نزد جمهور اماميه حال او سقيم باشد ، دفع نقض سلسله به وجود او مىتوان كرد كه : شيخ زين الدّين ابوبكر خوافى - كه از متأخّرين صوفيه است - در كتابى كه به خواجه عبد القادر - مشهور به موسيقىدان - نوشته ، و آن را بنابر التماس او مشحون به ذكر نسبت وبيان سلسلهء خود ساخته ، آورده كه : شيخ ضياء الدّين ابى النجيب سهروردى را دو نسبت است ، يكى به عمّ خود قاضى وجيه الدّين سهروردى ، ووى را به پدر خود شيخ محمد سهروردى شهير به ( عمومه ) ، واو را به شيخ طايفه جنيد بغدادى ، و ديگر به احمد غزّالى واو را به ابو بكر نسّاج ، واو را به شيخ ابوالقاسم گرگانى ، واو را به شيخ ابو عثمان مغربى ، واو را به شيخ ابو على رودبارى واو را به شيخ جنيد بغدادى الى آخره ، وبنابراين احمد غزّالى به يك اعتبار از سلسله خارج باشد ، وسلسلهء معتبره متّسق النظام گردد « 1 » تمام شد كلام قاضى .
وسخافت آن بر ادناى طلبه غير مخفى است ، واجراى مثل اين توجيهات وتأويلات در اصلاح حال بسيارى از بدان بالاتفاق - مانند : شيخ عبدالقادر گيلانى طاماتى ، وملّا جامى ناصبى - جارى است ، بلكه مثل آن را در باب ابن ملجم وعمر بن سعد وشمر ذى الجوشن ويزيد وابن زياد احتمال مىتوان داد .
هامش
( 1 ) مجالس المؤمنين : 2 / 7 .