بعضى از مشايخ صوفيين چنين فرموده كه : اكابر اين طايفه گاه مىگويند :
( الصوفي لا مذهب له ) « 1 » ، وگاه مىفرمايند كه : ( عمل به احوط مذاهب مىكنيم ، و هر صوفى كه اظهار مذهب كند ملامت كردنى بلكه لايق سيلى وپشتگردنى است ) ، و اينها همه محمول بر تقيه است به قرينهء كلام شيخ شهاب الدّين در رسالهء « اعلام الهدى » كه بعد از آنكه تقرير حقيّت خلافت خلفاى اربعه بر طبق مذهب اهل سنت كرده گفته : اگر محبّت يكى از ايشان در خاطر تو آيد بايد آن را از جملهء اسرار خود سازى ، و به اظهار آن نپردازى ، و گفته كه : بايد سعى كنى تا خاطر را از آن نپردازى « 2 » انتهى كلامه .
وتصحيح توجيه مذكور زوربحت وبحتزور است ، و از قبيل ( المعنى في بطن الشاعر ) كه مَثَل مشهور است .
و بعد از آن قاضى گفته : اگر گويند كه جمهور فقهاى شيعهء اماميه در شأن حسن بصرى و احمد غزّالى ، كه در سلسلهء ارادت صوفيه واقعاند انكار بسيارى دارند ، و اين هنگام لازم مىآيد كه آن سلسلهء رفيعه متّسق النظام نباشند .
گوئيم كه : فقهاى اماميه را در باب حسن بصرى اختلاف است ، و از بعضى از مشايخ خود شنيدهام كه : سيّد اجل رضى الدين على بن طاووس او را مقبول شمرده ، وكتابتى كه در كتاب « احتجاج شيخ طبرسى » مذكور است كه حضرت امام حسن عليه السلام به حسن بصرى مشتمل بر تعرضات بر او نوشته ، نسبت آن به حضرت به مرتبهء صحت نرسيده .
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 2 / 289 ، فتوحات مكيه : 9 / 372 .
( 2 ) مجالس المؤمنين : 2 / 6 .