فاضل ذهبى شافعى در كتاب « ميزان الاعتدال » چنين گفته است كه :
شمر بن ذى الجوشن - ابو السابغه ضبابى روايت كرده است از پدرش و از او ابواسحاق سبيعى - قابليت واهليّت روايت ندارد ، زيراكه : يكى از قاتلان حسين رضى الله عنه است ، عملهء مختار او را كشتند .
روايت كرده است ابو بكر بن عيّاش از ابواسحاق كه گفت : هميشه با ما نماز مىكرد ، و بعد از نماز مىگفت : اللهمّ إنّك تعلمُ أنّي شريف فاغْفر لي ، يعنى :
خداوندا تو مىدانى كه من شخص شريف وبزرگم پس مرا بيامرز ؛ گفتم :
چگونه اميدوارى كه خداوند تو را بيامرزد وحال آنكه اعانت كردهاى بر كشتن پسر دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله ؟ شمر گفت : ويحك چه مىتوانستيم كرد كه اين امراء ما را امر كردند به امرى كه اگر مخالفت آنها مىكرديم بدتر مىشديم از اين خرهاى آبكش ، من گفتم كه : اين عذرى است قبيح ، زيراكه لزوم اطاعت امراء در امرهاى خوب است نه بد « 1 » تمام شد كلام ذهبى .
وفاضل ابن اثير جزرى شافعى در « جامع الاصول » چنين گفته :
ذىالجوشن پدر شمر - قاتل حسين بن على [ عليه السلام ] - است كه در كوفه ساكن بود وابو اسحاق از او مرسلا روايت فرموده ، و بعضى گويند كه :
ابواسحاق آن روايات را از پسرش شمر شنيده بود « 2 » تمام شد كلام ابن أثير .
و آنچه قاضى گفته است كه : فقهاى اماميّه را در باب حسن بصرى اختلاف است ؛ محض توهم است ، بلكه اختلاف نيست ، وبدى حال او نزد فقها واعيان شيعيان اظهر واشهر است از بدى فرعون وشيطان وخوبى ابوذر
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال : 2 / 280 .
( 2 ) رجوع شود به اسد الغابة : 2 / 139 ، تهذيب التهذيب : 3 / 222 .