گويا حقيقتاً حق و مال خوبان بوده كه به عنوان غصب يا دزدى به بدان رسيده ، پس ضرر ندارد كه خوبان آن را از بدان فرا گيرند و به آن منتفع گردند .
چنان كه از حضرت منقول است كه فرمود : « الحكمة ضالّة المؤمن يأخذها حيث يجدها » « 1 » . يعنى : حكمت به معنى افعال خوب واقوال مرغوب از قبيل گم شدهء مؤمن است ، مىگيرد آن را هرجا كه يابد ، و همچنين مضمون خبر صدق اثر : « خذ ما صفا ودع ما كدر » « 2 » يعنى : از اقوال وافعالى كه از كسى شنوى يا بينى خوبش را بگير وبدش را واگذار .
و از اين قبيل است استشهاد به بعضى از كلمات لطيفه وحكايات ظريفهء صوفيه ، مانند : مولوى ، وبايزيد ، وغزّالى ، وعطّار ، وابراهيم ابن ادهم ، وعبداللَّه انصارى .
و ديگر آنكه : استدلال واستشهاد به كلام كسى گاهى بر سبيل نقض يا معارضه مذكور مىشود در جائى كه خصم قبول داشته باشد ، يا نتواند كه قبول ننمايد ، پس استدلال به كلام صوفيان مانند استدلال به كلام كافران در ردّ بر آنها ضرر ندارد بلكه خوب است ، زيراكه بهترين مدحها وفضائل مدح وفضيلتى است كه دشمنان معترف باشند به آن ، وبدترين طعنها ورذائِل طعن ورذيلتى است كه دوستان مقِرّ باشند به آن ، چنان كه گويند : الفضل ما شهدت به الاعداء ، والقدح ما اعترف به الاولياء .
هامش
( 1 ) سنن ابن ماجه : 2 / 1395 حديث 4169 ، سنن ترمذى : 5 / 49 حديث 2687 ، عوالى اللئالى : 4 / 81 ، بحارالانوار : 2 / 99 حديث 58 .
( 2 ) كنز العمال : 11 / 182 ( با اندكى اختلاف ) .