وسلمان .
و اگر مرادش از بعض ؛ مشايخ از صوفيان باشد - چنان كه به قرينهء مقام ظاهر آن كلام است - احتمال صدق « قاضى » مىرود ، ومنافاتى با كذب آن بعض ندارد ، و اگر راست مىبود ، موافق مقتضاى مقام از براى تقويت مرام تصريح به نام آن بعض و نقل اصل كلام و ذكر موضع آن از كتب ابن طاووس لازم بود ، و بر تقدير صحت آن نقل ؛ شايد ابن طاووس در مقام نقض ومعارضه وردّ بر عامّه استدلال به روايت حسن بصرى نموده واو را مقبول شمرده ، نظر به اينكه او نزد جميع اهل سنّت ثقه ومقبول القول است ، هرچند كه مدلّس است .
[
حسن بصرى
] قال الفاضل ابن حجر الشافعي في التقريب : الحسن بن أبي الحسن يسار البصري ، و اسم ابيه يسار - بالتحتانية والمهملة - الأنصاري مولاهم ، ثقة فقيه فاضل مشهور ، وكان يرسل كثيراً ويدلّس ، قال البزّار : كان يروي عن جماعة لم يسمع منهم ، فيتجوّز ويقول : حدّثنا وخطبنا ، يعنى : قومه الذين حدّثوا وخطبوا بالبصرة ، وهو رأس أهل الطبقة الثالثة ، مات سنة عشر ومائة ، وقد قارب التسعين » « 1 » انتهى .
وشايد اصل آن كلام دلالت بر مطلوب قاضى نداشته باشد اصلا ، چنان كه قاضى نيز در « مجالس » استدلال بر تشيّع بسيارى از اهل سنّت نموده ؛ به عباراتى چند كه نه صريح است و نه ظاهر در آن ، مانند آنكه : استدلال نموده بر تشيّع شخصى به اينكه در شرح كلامى چنين گفته است : ( تقديم الأصحاب على
هامش
( 1 ) تقريب التهذيب : 1 / 165 .