و همچنين جمعى ديگر از صوفيان استشهاد به كلامشان مىشود ، مانند :
سهل بن عبداللَّه و عبداللَّه انصارى ، و ابراهيم بن ادهم وغيرهم .
جواب گوئيم كه : استشهاد وتمثّل و نقل قول كلام كسى دلالت ندارد بر ايمان واسلام آن كس نزد ناقل ؛ چه جاى خوبى او ، چنان كه همه استشهاد واستدلال نمودهاند ومىنمايند به اقوال و اشعار كفّار وفجّار وعشّاق وفسّاق ، - مانند : امراء القيس ، وانو شيروان وبوذر جمهر وامثالهم - در اثبات لغات وبيان امثال وحكايات ، از براى تفسير وتوضيح معانى آيات وروايات ، چنان كه مخفى نيست بر ارباب درايات .
بلكه غالب امثال لطيفه وحكايات ظريفه كه صوفيان نيز مىكنند مأخوذند از كتاب « كليله ودمنه » جوكيان هنود ، ومناظرات حيوانات كتاب « اخوان الصفا » وامثالهما .
بلكه حضرت رسالت وشاه ولايت و ساير ائمه وبزرگان امت در مكالمات استشهاد نمودهاند به امثله وحكايات ومطايبات وظرافات كفّار وفجّار واشرار ، چنان كه از كتاب « مجمع الامثال ميدانى » ، و « محاضرات راغب اصفهانى » ، و « كشكول شيخ بهائى » ، و « زهر الربيع سيد جزائرى » ، و « مقامات حريرى » ، و « خوان الاخوان » اين قاصر مؤلّف ، به علاوهء كتب لغت وادب ، و تفسير ورجال وحديث ، واستدلالات معلوم مىگردد .
و ديگر آنكه : بمضمون بلاغت مشحونِ ( الطَيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ ) « 1 » اقوال وافعال پاكيزه وطيّبه وخوب مختص است به خوبان ، پس اگر بر سبيل اتّفاق يكى از آنها از شخصِ بدى سرزند ، يا از كافرى يا فاسقى يا ملحدى بروز كند
هامش
( 1 ) النور ( 24 ) : 26 .