تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
وبسا هست كه دعوى كنند بعضى از ايشان از دانستن علم غيب و اظهار كرامت ، آن قدر كه ادّعاى آن را نكند پيغمبرى مقرّب ، با كمال جهلش به آنچه واجب است بر او از احكام شرع وادب ، هجوم مىآورند بر او مردمان و گوش مىدارند به گفتگوهاى او احمقان . وگاه است كه براى تعظيم او را سجده كنند كه گويا او را خدا ومعبودِ خود دانند ، دستهاى او را بوسند ، و بر پاهاى او افتند تا بردارند بار گناهان خود را در روز قيامت ، و قدرى از گناهان كسانى را كه گمراهشان مىكنند ، وعلمى ومعرفتى ندارند كه بدبارى است آن بارى كه آنها مىكشند . و در كتاب « زهر الربيع » مذكور است كه : سئل من بعض العلماء عن التصوّف ، فقال : أكلة ورقصة ، وقيل : فيهم جماعة خسيسة همّتهم الرقص والهريسة .
أيا خيل التصوّف شرّ خيل * لقد جئتهم بأمر مستحيل أفي القرآن قال اللَّه فيكم * كلوا أكل البهائم وارقصولي « 1 »
يعنى : سؤال شد از بعضى از علما از معنى تصوّف ، پس گفت : تصوف عبارت است از خوردن ورقصيدن ، و ديگرى گفت : در ميان صوفيان جماعتى هستند خسيسه ، كه همّتشان رقص است وخوردنشان هريسه . وثالثى گفت : اى طايفهء صوفيّه كه بدترين طوايفيد ! به تحقيق كه كار باطل وغلطى مىكنيد ، آيا در قرآن خدا فرموده است در باب شما كه مانند خران بخوريد ، و از براى من برقصيد ؟ و ظاهر آن است كه : اعتقاد احمقان به خوبى درويشان ؛ واثبات كشف وكرامات از براى ايشان ناشى باشد از تلبيس واغواء شيطان ، وتوهّم آنكه
هامش
( 1 ) زهر الربيع : 676
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 52 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )