تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
ايشان به ايشان دولت مىدهند ومىستانند ، چنان كه خواجه حافظ گفته : بيت
بر در ميكده رندان قلندر باشند * كه ستانند ودهند افسر شاهنشاهى خشت زير سروبر تارك هفت اختر پاى * دست قدرت نگر ومنصب صاحب جاهى « 1 »
يا توهمِ اينكه علوم غريبه وكيميا مىدانند ، به علاوه اينكه بسيارى از ايشان نظر به عدم اعتنا به شرع مبين مرتكب سحر وجادو وجلب قلوب وامور محرّمه - كه موجب مهر ومحبّت وجلب قلوب شود - مى شدند ، از قبيل قُرصى كه مىسازند مركّب از آب‌نبات و منى و گياه سرنكون و غير آن ، ومىخورانند آن را به خران واحمقان ، تا آنكه آنها محبّت مفرط بلكه تعشق به هم رسانند نسبت به صاحب اين منى ، چنان كه از كتابِ « كله سر » و « اسرار قاسمى » معلوم مىشود . و در كتب معتبره مانند « نفحات » « 2 » و « وفيات » « 3 » و غير آنها ، نسبت سحر به حلّاج وسُهروردى وجمعى ديگر از ايشان داده‌اند ، و از امور مذكوره خيالات وتوهّمات فاسدهء بىاصل كه غالباً ناشى از تخيّلات سابقهء مستقرّه در
هامش
( 1 ) ديوان حافظ : 500 ، ضمناً بيت آخر چنين است :خشت در زير سرو بسرهفت اختر پاى * دست مسند نگر ومنصب صاحب جاهى( 2 ) نفحات الانس : 587 . ( 3 ) وفيات الاعيان : 2 / 141 و 6 / 268 و 269 .